خرید بک لینک


می گفت خوابشو دیدم که بالای قبرش ایستاده بود و می گفت :

سرِ مزارمون جای "توسل و معنویته"

اینجا که میای از دنیا و اهلش حرف نزن،

ما و رفقایی که اینجا هستن اذیت میشیم ..

شهید سیدرضا طاهر

@Agamahmoodreza

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

مادر بزرگوار فرمانده نابغه شهید مرتضی حسین پور : همیشه نمازش را سر وقت می خواند. یک بار نشد به او بگویم مرتضی بلند شو نماز بخوان! اصلا نفهمیدیم کِی به سن تکلیف رسید. از چهار ، پنج سال قبل از سن تکل

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

نگاهم کن؛ تا در آسمان چشمانت سفر کنـم شهید محمدحسین عطری سالروز شهادت @zakhmiyan_eshgh

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29


از طرف خانم ها چند تا خواستگار داشت. مستقیم به او گفته بودند آن هم وسط دانشگاه. وقتی شنیدم گفتم: چه معنی داره یه دختر بره به یه پسر بگه قصد دارم باهات ازدواج کنم،اونم با چه کسی! اصلا باورم نمی شد. عجیب تر اینکه بعضی از اونها مذهبی هم نبودند...

روایت عاشقی شهیدمحمدخانی

همسرشهید

@modafeanharam77

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

مدتی بود که اصرار داشت یک موتور مدل بالاتر بخرد و 5/3 میلیون پول لازم داشت، هر چه اصرار کرد من ندادم. اما روزی که زنگ زد تا برای پاسپورتش 2 میلیون واریز کنم از او سؤال کردم برای چه کاری می خواهی سر

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

یه نکته ی زیبا در وصیت نامه اش میگه: من به رفقام گفتم هروقت دلتون گرفت یا دوست داشتید دور همی داشته باشید بیاید سز مزار من پیش من .. نیاز نیست حتما قران بخونید .. بیاید با من حرف بزنید ..من صداتون

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

شهید محمدصادق قانصو محمدصادق مصطفی قانصو به تاریخ اول فروردین ۱۳۷۶ شمسی در روستای «الدویر» در «لبنان» متولد شد. وی به تبعیت از پدرش، که در میادین نبرد با اشغالگران صهیونیست به مقام جانبازی رسیده بود،

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

از پایه فرو ریختــ دلم تاڪهتو رفتے در پیلهےخود مُردم و... پروانه نشد دل شهید محمود نریمانی سالروز شهادت @zakhmiyan_eshgh

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

مسئله ورزش از همان کودکی در احمد شکل گرفت من هم به فوتبال ، دو و شنا علاقه داشتم. از همان کودکی هروقت میخواستم با دوستان فوتبال بروم احمد را هم می بردم. از همان جا عشق فوتبال در احمد شکل گرفت آر

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

یه روز که شهید حاجمجید صانعی موفق(مدافع حرم) اومده بود خونه ما و داشتیم در مورد یک سری مسابقات ورزشی برنامهریزی میکردیم؛ چشمش به عکس امام خامنهای افتاد که روی دیوار بود با حالت ناراحتی ازم پرسید

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:29

میگفت یک بار اسیر داعشی گرفتیم . دیدیم قاشق به گردنش آویزان است به او گفتیم این قاشق چیست؟ گفت زودتر مرا خلاص کنید. زودتر مرا بکشید بروم ناهارم را با پیامبر اسلام بخورم این قاشق را هم برای این آویز

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

شهید مدافع حرم علیرضا توسلی ( ابو حامد) همیشه بعد از هر عملیاتی که انجام میشد چند روزی ابوحامد را نمیشد به راحتی پیدا کرد، حتما باید دنبالش میگشتیم. برایم جای تعجب بود که آخر کجا میرود، چه کار می

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

بهش گفتم رفیق، دانشگاه یک پرسنل جای خالی داره نیروهم احتیاج داره تو هم که نیروی ارزشی و ولایی هستی ماشاءالله دور و برت پر از رجال سیاسیه، دستت بازه، بیا از بند پارتی استفاده کن برو سرکار تبسمی زد و گ

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

اگر نیرویش زخمی می شد، حتما می کشیدش عقب، یک تنه. وقتی عقب نشینی شود، کسی زخمی را با خود نمی آورد . طرف می ماند با سلاح و خستگی اش. ولی عمار برای هر کدام وقت می گذاشت. برای تک به تکشان حوصله به خرج

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

پدر بزرگوار شهید حاج حسین معزغلامی: وقتیکه من برای مداحی به مسجد می رفتم , به حسین میگفتم که زمان مداحی من , جلو میاد و بین جمعیت بشینه تا من بتونم به درستی کارم رو انجام بدم. اون موقع حسین ۴ سال دا

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

من میروم ولی رسالت زینبی به دوش شما همسر شهید با اشاره به زمان اعزام شهید مسافر گفت : من به ایشان گفتم : دوری شما برای من سخت است و نمی توانم تحمل کنم. ولی او تاکید داشت که می توانید و من وقتی پرس

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

شهید محمد عبداللهی هر جا هرکاری بود، محمد بدون آنکه مسوولیتی داشته باشد و یا اظهار خستگی کند، به دنبال انجام آن میرفت و میگفت: کار نباید روی زمین بماند. خط قرمز محمد ولایت بود و میگفت: آقا نباید

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

غریبـانہ رفتید و من ملتمسانہ میگویم مدد ڪنیـد تا طی ڪنـم این راهِ ناهمـوار را رزقڪ شهادت شهید مدافع حرم رضا عباسی @modafeanharam77

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

بسمـ رب شهدا والصدیقین ببین نگیر!! سر ڪارش بود... باهــم میرفٺیم کہ ٺنها نباشه! اخلاقِ خوبش ، بگوبخندهامون نمیذاشــٺ چیزی از خستگی بفهمیم... سر کارهروقت میخاستم اذیتش کنم فیلم میگرفتم ازش! وقتی جدی

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

مرتضی عطایی موبایلش را گذاشت روی ضبط و گرفت جلویسیدمهدی ذاکرحسینی و گفت: خاطرهای که از قدیر وروحالله داشتی تعریف کن. سید مهدی گفت: «بسمالله الرحمن الرحیم قدیر سرلک اولین شهید لشکر ۲۷ محمدرسول الل

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:30

صفحه بندی